يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

172

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

طرف سواري كرد - بيرم « 1 » ديو مذكور پيشتر آمده در دهولپور « 2 » با اقبال خان محاربه كرد - هم در حملهء اول شكسته درون حصار درآمد - بيشترى كفار علف تيغ بيدريغ « 3 » شدند - چون شب افتاد حصار خالى كرده سمت گوالير رفت - اقبال خان تعاقب كفار تا « 4 » قلعهء گوالير كرد - ولايت ايشان را « 5 » كه در صحرا بود تاخته طرف دهلى بازگشت - در سنه ست و ثمانمائه تاتار خان پسر ظفر خان امير گجرات پدر خويش را بغدر دست آورده « 6 » مقيد كرد - و در خطهء بهروج « 7 » فرستاد - و خود را سلطان ناصر الدين محمد شاه خطاب گردانيد - و لشكرهاى انبوه جمع كرده قصد دهلى كرد - بكوچ متواتر ميآمد - در اثناى راه شمس خان « 8 » او را زهر داده هم در آن روز وفات يافت - زهى « 9 » دنياى غدّار اين‌چنين بادشاه شه‌سوار حليم و كريم را بيك طرفة العين بكشت - و روح مطهّر او بدار السلام پرواز كرد - الغرض چون آن بادشاه نيكو سيرت فرشته سريرت را بكشتند - شباشب ظفر خان را از بهروج « 10 » در لشكر آوروند « 11 » - به تمام حشم و خدم پرورده و برگزيده از آن بودند او را مطيع و منقاد گشتند - در سنه سبع و ثمانمائه اقبال خان سمت اتاوه سواري كرد - راى سبير « 12 » و راى گوالير و راى جالبهار « 13 » و رايان ديگر در اتاوه آمده محصّر شدند - مدت چهار ماه كفار

--> ( 1 ) سواري كرد پسر بيرم خان M . and I . ( 2 ) در حصار دهولپور M . ( 3 ) بيدريغ M . omits ( 4 ) M . omits تا ( 5 ) ايشان كه در M . ( 6 ) دست آورده بود B . ( 7 ) در اساول فرستاد M . ( 8 ) شمسى خان او دراو B . ( 9 ) سريرت را بكشتند upto زهى دنيا غدار M . and I . omit from ( 10 ) M . از اساول در لشكر ( 11 ) and B . لشكر آوردند - لشكر به تمام از آن او بود او را پيوست در سنه M . منقاد پيوستند ( 12 ) Elliot , vol . IV , p . 39 , Rai Sarwar . راى سرور Tabakat Akbari , p . 259 ( 13 ) Tabakat , p . 259 and Elliot , vol . IV , p . 39 , Rai of Jalhar .